همیشه تنها

همیشه تنها

پیامک
متمایلات
کلیک‌خور
پیوندها

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «این مردم نازنین» ثبت شده است

کوچهء ما شلوغه. همهء زمینها آپارتمان شدن و تو تکتک واحدای این ساختمونای بلند خانواده زندگی میکنه. تو یه ماه اخیر دو تا زن اینجا جیغ کشیدن! تو کوچه با فحشهای جنسیتی تحقیر شدن و حتی کتک خوردن. خونه خودشون اینجاست؟ نه، حینِ پناه آوردن به خونه مادرشون بوده که همسرشون اومده سروقتشون. برای کسی مثل من که حتی همسایه بغلی و روبهرویی رو نمیشناسم راحت نبود که باور کنم اینا آدمای بدبختیان چون اینطور به نظر میرسه، اما خیلی راحت تصور کردم و تصور کردم، که این زن که حالا تحقیر میشه و ترسِ ازدست دادن بچه و زندگی و آبروشو داره یه روزی ناز کرده واسه بله گفتن! این مرد که تو سر و صورت زنش میکوبه با اون دستای پر زور و بهش با فریاد فحش میده، یه روزی جون کنده تا فقط کمی توجه جلب کنه، تا بله بگیره! یه روز همینجا برای شما گفتم که ما آدمای به دست آوردنیم نه نگهداشتن، آدمای خراب کردنیم جای ساختن. و این حرفو دائم دارم لمس میکنم من. چه لمس سوزناکی...

تهران خطرناکتر از اونه که بشه توش با خیال راحت عاشق شد. وقتی آدمایی که برای به دست آوردنتون وسط خیابونِ شلوغ زانو میزنن که نشون بدن حتی غرورشون هم در برابر شما هیچه، یه روز وسط یه کوچهء شلوغ بهتون لقبی میدن که هر شنوندهای رو سرخ و سفید میکنه؛ وقتی مردای این شهر رو هر حساب و منطقی، بعد از به دست آوردن شما دیگه دلیلی برای نگه داشتن شما ندارن و یه روز ممکنه بهتون خیانت کنن چون تنوع و هیجان لازم دارن، یه روز ممکنه تنهاتون بذارن ولو زیر یه سقف، دیگه دلیلی برای امیدوار بودن نیست. نه یه ناامیدی کور و بیمنطق و عجولانه! که من تو روزایی سِیر میکنم که آدمای به بعضی مسائل امیدوار از نظرم بیتجربههای سادهلوحیاند که چوب روزگار منتظرشونه و خبر ندارن. شبیه تمام زنهای متاهلی که وقتی ازشون پرسیدم راضیای از ازدواجت؟ همه با مکثی بلند، رک و بیسانسور گفتن نه. و من ناراحت شدم از اینکه باز زنی رو که دیگه راه برگشت نداره یادِ حسرتاش انداختم...

۲۵ آذر ۹۶ ، ۰۲:۱۶
حمیده کوه افکن

یه وقتی که خیلی هم دور نیست، زیر عکس های اینستاگرام گلشیفته فجیع ترین و جنسیتی ترین فحش ها و تحقیرها رو میشد دید. به خط فارسی! متن ها و کلیپ هایی بود درباره اینکه پدرش چقدر از داشتنش خجالت میکشه و ازش رو برگردونده و ازش متنفره و طفلکیه! کمی که گذشت، گلشیفته که بی توجه به اطرافش، فقط تو راهی که انتخاب کرده بود و داشت براش رقم میخورد گرفت و رفت و رسید، وقتی عزیز دنیا شد، مهم شد، بابت اسم و گذشته ی پارسیش اعتبار ایران شد، کامنتای زیر عکساشم عوض شد. جمله فارسی های قربونت برم، چقدر خوشگله، افتخار ایران، زیبایی شرقی (!) و موفق باشی هایی که قشنگن جاشونو به فحش ها و تحقیر ها دادن. منتهی وقتی آدم اینارو میخونه یاد اون قبلی ها میفته. یاد اینکه گلشیفته بیشتر از هرچیزی رو این مردم نازنین باد پرست بی عقیده ی باری به هرجهت شناخت داره و همونقدر که بد و بیراه ها رو اهمیت نمیداد، این تحسین ها هم براش ارزشمند نیست. چون پسش فکر نیست. چون پسش احترام نیست. شاید فقط تقلید از دنیاست تو دوست داشتن دختری که طبیعی و بی دست کاری زیباس، و اینهمه باهوش و هنرمند و تواناس...

۱۰ تیر ۹۶ ، ۱۲:۵۵
حمیده کوه افکن