همیشه تنها

همیشه تنها

پیامک
متمایلات
کلیک‌خور
پیوندها

۲ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

درسته که همهء از خواب بیدار شدنام با گیج و منگى شروع میشن، اما گاهى صبح ها که بیدار میشدم، حافظه ام ریست شده بود، از سنگین رنگین بودن مادر یهو جرقه اى تو مغزم میزد مبنى بر اینکه نکنه دیشب همدیگه رو ناراحت کردیم؟! چند دقیقه بعد جلوى آینه دستشویى یقین پیدا کرده بودم که آره، دیشب چیزى شده، اما چى؟ یادم نمیومد! میرفتم بیرون، از مادر میپرسیدم "میدونم الان باید با هم قهر باشیم، ولى چرا؟!" و همین خنگول بودنم باعث خنده و آشتى میشد.

کم کم متوجه شدم اسمش "کلى نگر" بودنه و همونقدر که خیلى خوبه فاجعه هم است! من یادم نمیمونه با چه حرفى از طرف تو دلم شکست، فقط یادم میمونه که یه روز که نمیدونم کِى بود، دلمو بدجورى شکستى، اما تو ممکنه برى تک تک کلمه ها و جمله هاییو که یا واقعا توشون بى ادبى اى بوده یا لحنش بد بوده و تو بد برداشت کرده بودى رو برام فوروارد کنى (متن مکتوب یا نقل قول از خاطرات)، و بهم ثابت کنى که من دقیقا ٧ بار و نصفى باهات خوب حرف نزدم و منظورم فلان بوده و خیلى ناراحتت کردم؛ در حالیکه من نه تنها هیچکدوم از حرفاى بد تو رو یادم نمیاد که حتى تو همون لحظه ها هم دارم تمام تلاشمو میکنم که به خودم بقبولونم که تو دلت خیلى پاکه، من حساس بودم و دلم راحت شکست...

آدما باید با آدماى خودشون بگردن. کم حافظه ها با کم حافظه ها، ماشین حساب ها با چرتکه ها. در غیر این صورت، شاید تمام سکوت ها تعبیر به کلى چیز ناشایست بشه اما واقعیت صلح طلبانه و صادقانهء پشتش رو نفهمن...

۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۱:۱۸
حمیده کوه افکن

ما ترسیده ایم. باید هم بترسیم! از منتشر کردن هر متنى که روزى شاید مدرکى باشد علیه ما در دادگاه انقلاب اسلامى، از نشر هر عکسى که شاید شامل محتواى مجرمانه باشد در قانون اسلامى ایران. از داشتن وى پى ان. از فالو کردن یا نکردن آدم هاى خاص... ما باید هم بترسیم از سر به راه نبودن. اما مگر مى شود به عنوان یک شهروند، برق را درست مصرف کنى، آب را به یاد شهرهایى جز پایتختِ یک کشور خشکسالى زده کم مصرف کنى، غذایت را در حد توان با گرسنه ها شریک باشى، اما به وقتِ شنیدن و دیدن و لمس کردن دیکتاتورى و دروغ و قتل و ریا سکوت کنى؟! حتى هوادارى کنى و بیفتى به جان هموطنت، رفیقت، خویش و خانواده ات؟!!! 

مگر مى شود؟ آدم لِوِلِ توجه به آدمهاى زنده و با ارزش و مظلوم کشورش را ببرد روى صفر و لوِل سر به زیر و ساکت و حامى و متشکر بودنش را ببرد روى هزار؟ مى شود من ساکت شوم تو ساکت شوى و ایران اینطورى آباد شود؟ مثل سرانه مطالعه مان که با متاسف بودنمان اما همچنان کتاب نخواندن تک تک مان بهتر نشد؟ مثل کم نشدن درد کم آبى مان که هنوز ماشین و موزاییک هاى جلوى خانه مان را با آب خنک و تمیز میشوییم؟ مثل حق و حرمت زن ها مان؟


عاقبت یا به حرف هاى آرام و صلح طلبانهء مردمِ مظلوم گوش میدهند یا حتى براى طلب آب و هوا هم تیر خلاصشان مى زنند. اما این آدم هاى تشنه در سکوت جان نخواهند داد...

۰ ۱۹ تیر ۹۷ ، ۰۳:۱۶
حمیده کوه افکن