همیشه تنها

همیشه تنها

پیامک
متمایلات
کلیک‌خور
پیوندها

۳ مطلب در آبان ۱۳۹۸ ثبت شده است

صبح خبر گرونی بنزینو خوندم. تا ظهر کم کم همه چیز «باز هم» غمگین تر شد. باز هم گرونی، باز هم خواستن و نتونستن.
عصر با آدمایی که دوسشون دارم ساز زدم و عشق کردم و خندیدم. خندیدم.
شب اما، غم بالا آوردم. گوشم به حرفای رفیقم بود که از نداری و آرزوهای تلف شده و جوونی مُرده میگفت، ذهنم تو حکومت خونخوار و دولت دزد و جوونی مُرده‌ام میگشت. 
تا خودمو جمع کنم و برسم خونه، مادرم دست به کمر از قوانین دختر بودن تو قلمرو «خونه‌اش» گفت. گفت که حق دارم کی برسم خونه، به چه دلایلی برم بیرون، چه شغلی داشته باشم، چقدر مدرک تحصیلی بیارم تو خونه و... 
چند دقیقه بعد رو گوشیم پیامی اومد که این بار از چشمام، از ته گلو و قلبم سرریز شدم. گریه‌ای که باهاش آه و فریاده... 
امروز با ذوق برف بیدار شدم. قرصمو با یه ته استکان آب سرد قورت دادم و پشت پنجره نشستم. 
به نظر زنده‌ام هنوز! و به زنده بودنم ادامه میدم، اما چیزی رو در دیروزم جاگذاشتم. چیزی که ازم کسر شده و دیگه بهم برنمیگرده. مثل تمام این روزها که بهم گذشته و تمام چیزهایی که این روزها ازم گرفتن و منو درصدی خسته‌تر، افتاده‌تر، عمیق و تنهاتر به روز بعدی سپردن...

۲۵ آبان ۹۸ ، ۱۱:۲۳
حمیده کوه افکن
تو هر ترافیکی اعم از آهنی و آدمی، دلم می خواد وایسم کنار ببینم اونی که دنبال راه فراره کجا می ره؟ لایی کشیدن و جلوی دیگران پیچیدن و هل دادن و تنه زدن و چسبیدن و... باعث می شه چقدر زمان براشون سیو شه؟ چند دقیقه زودتر می رسن؟ به کجا می رسن؟
۲۰ آبان ۹۸ ، ۱۰:۰۹
حمیده کوه افکن
آدما به ندرت اهل تفکرن و از بین اونا که اهلشن، به ندرت به تفکر و استنتاج درست میرسن. کمتر کسی میتونه زیر دو دقیقه اسم پنج تا نویسنده مورد علاقه ش یا پنج کتابی که اخیرا مطالعه کرده رو بگه. اولویت بیشتر مردم به روز و سالم بودن موبایل شونه و دربرابر، قرار ملاقات با پزشک کاریه که حتی بعد از تحمل یه دوره درد، با اکراه بهش «تن میدن». دنیا رو خبر ندارم، اما شهر من پُر شده از ناباوران. کسانی که به هیچ پایبندن. نه دین نه سیاست نه خانواده. و سوای اینا، اخلاق هم چیزیه که هرکس برای خودش تعریف میکنه و لابد قبل از وارد شدن به دنیای آدما باید دفترچه راهنماشونو مطالعه کنید. این رسمِ تیره فکری ماست.
۰۴ آبان ۹۸ ، ۱۷:۵۶
حمیده کوه افکن